سخت است انتظارکشیدن،آنهم انتظاردیدن یار
ولی نمی دانم چه وچگونه وازکجا بنویسم.زیرادلم خیلی گرفته واحساس تنهایی عجیبی میکنم.درخانه تنها نیستم اما احساس میکنم تنهایم.حوصله ام سر رفته وحوصله ی هیچ کاری ندارم،کارهایی را که هم انجام میدهم بی حوصله گی است.
چقدر باید انتظار بکشم.که انتظار کشیدن خیلی سخته،واقعا خیلی سخته،برای کی بنویسم وبگویم که انتظار سخت است .سخت،
ای خدانگذار این انتظار مرا از پای درآورد.
میدونم که این انتظار بیهوده است،ولی باز هم منتظر میمانم وانتظار میکشم
که لحظه ی رسیدن آن شیرین است.ای خدا من حرف دلم رابه تو می گویم
زیرا تو تنها کسی هستی که حرف دل منو بهتر میدونی،باشه از این به بعد من حرف دلمو به تو میگم ،اما ای خدا نکنه توحرف منو بدون جواب بذاری،اونوقت من حرف دلمو به کی بگم آخه اونموقع مندیگه دق میکنم.آخه دیگه کسی نیست که حرف دل منو بدونه به جز تو ای خدای مهربون.
ای خدا توی دلش نفوذ کن که به ما یه سری بزنه من دیگه از انتظار کشیدن خسته شده ام اما همچنان منتظرش میمونم تاقیامت،ای خدا این انتظارو ازمن نگیر .که این انتظار شیرین است.
[ ] + نوشته شده در ساعت 7:22 توسط ادبیات[/url]غم عشق
غم بزرگی توی دلم خونه کرده
غم دوری وبی وفایی دوروزمونه
خدایا کمکم کن که من تنهای تنهایم
چه کنم که من از این غم رها شم
خدایا کی ازاین غم رهایی ؟
عزیز دل من کی می آیی؟
غم دوریت به جانم سایه افکنده
سرم روی شانه هات سنگینی کرده
تو را قسم به خدا عزیزم
طاقت دوریت من ندارم
امان از بی وفایی دور وزمونه
عاشق وشیداتم دیوونه
دیوانه ام ومست وشیدای شیدا
نشستم کنج خانه تنهای تنها
درد عشق افتاده به جانم
خدایا چه کنم تنهای تنهایم
تقدیم با عشق
بهار زندگییم(بهاره)
[ ] + نوشته شده در ساعت 10:35 توسط ادبیات[/url]
کوچه
بی تو،مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم،خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
درنهانخانه ی جانم،گل یادتو،درخشید
باغ صدخا طره خندید
باغ صد خا طره پیچید
یادم آید:تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه ی عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ،که دلت بار گران است!
تا فراموش کنی ،چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم:(حذر از عشق؟ندانم
سفر از پیش تو هر گز نتوانم نتوانم!
[ ] + نوشته شده در ساعت 22:12 توسط ادبیات[/url]
آن حضرت در علم عالمترین مردم،در سخاوت سخاوتمندترین ،در قدرت تواناترین،در حلم حلیم ترین،در حسن خوش خلق ترین،در شجاعت شجاع ترین،و در یک کلام مستجمع جمیع کمالات بود
۱.نشانه ی نبوت
میان دوکتف پیامبر(ص) مهر نبوت وجودداشت که نور آن از نور آفتاب درخشنده تربود وبرآن نوشته شده بود :خدایی جز خدای یگانه نیست وشریک ندارد،ای رسول ما!هر جا که خواستی برو که تو یاری شده وپیروزهستی.
۲.تسبیح گفتن پیامبر اکرم(ص) در گهواره
مردم از گهواره ی رسول خدا(ص) حمد وتسبیح وثنای خدای متعال را از آن حضرت می شنیدند.
۳.علم پیامبر (ص)
در روی زمین احدی داناتر از رسول خدا (ص)نبود.
۴.حجاب حلال.
۵.نور پیامبر(ص) اولین مخلوق خدا.
۶.وقت مخصوص رسول خدا (ص)با خدا.
۷.دیدن پروردگار با چشم دل.
۸.قدرت پیامبر .
۹.شنیدن در هنگام خواب .
۱۰.نور پیامبر(ص)
از صفات رسول خدا (ص)بود که چون می خواست قومی را ببیند،نورش جلوتر از خودش به خانه آن ها میرفت.
بر گرفته از کتاب خصایص رسول اکرم (ص)
[ ] + نوشته شده در ساعت 18:13 توسط ادبیات[/url]
هدایای خداوند به پیامبر اکرم(ص)
صبر .
رضا.
قناعت.
اخلاص.
زهد.
یقین.
توکل بر خدا.
[ ] + نوشته شده در ساعت 17:15 توسط ادبیات[/url]