الهی،تودوست می داری که من تو را دوست دارم با آن که بی نیازی از من.پس من چگونه دوست ندارم که تو مرا دوست داری با این همه احتیاج که به تو دارم.
الهی،من غریبم وذکر توغریب.ومن با ذکرتوالفت گرفته ام:زیراکه غریب با غریب الفت گیرد.
الهی،شیرین ترین عطاها دردل من امیدتو خداوند است و خوش ترین سخنها بر زبان این گنهکار،ثنای توست ودوست ترین وقت ها براین بنده ی مسکین گنهکار،لقای توست.
الهی،مرا عمل بهشت نیست وطاقت دوزخ ندارم .اکنون کار به فضل تو افتاد.
الهی،اگر گویند چه آوردی؟گویم :خداوندا،از زندان موی بالیده وجامه ی چرکین وعالمی اندوه وخجلت توان آورد.مرا بشوی وخلعت فرست ومپرس!
[ ] + نوشته شده در ساعت 15:47 توسط ادبیات[/url]
دانه ام را از کویر نادانی برون آوردی ودر دشت علم رویاندی،من با دستهای تو بارور شدم ورشد کردم تو مرا به انتهای دشت بردی درآنجا اقاقی هایی دیدم که نورمی پاشیدند واز دیارشب گذر میکردند.
تو یک اقاقی بدستم دادی وراهم را روشن نمودی اینک ما ایستناده ایم.من وتو ،تا که باز کنیم پنجره بسته رابرروی طالبان نور.روبرویمان دریچه ای است که بدست روشنایی گشوده میشود.
[ ] + نوشته شده در ساعت 14:58 توسط ادبیات[/url]
کاش میشد قلبها آباد بود کینه وغمها به دست باد بود،کاش میشد دل فراموشی نداشت نمنم باران هم آغوشی نداشت،کاش میشد گم شوند این کاشهای زندگی پشت نقاب بندگی،کاش میشد کاشها مهمان شوند در میان غصه ها پنهان شوند،کاش میشد آسمان رنگین نبود ردپای قهروکین رنگین نبود،کاش میشد روی خط زندگی! باتو باشم تا نهایت سادگی!
اگر میدانستم در پس هر خنده ای گریه ای وجود دارد هرگز نمیخندیدم واگردرپس هرسلامی،خداحافظی هست هرگزسلام نمیکردم،واگر میدانستم درپس هر آشنایی جدایی وجود دارد ،هرگز آشنایت نمیشدم،
وحالا !که خندیدم ،سلامت کردم،وآشنایت شدم دوست دارم ،هرگز فراموشت نخواهم کرد.
یادمان باشد اگر شاخه گلی راچیدیم،وقت پرپرشدنش سوزونوایی نکنیم پرپروانه.
شکستن هنر انسان نیست ،اگر شکستیم زغفلت من ومایی نکنیم،یادمان باشد سر سجاده ی عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم.
من از نهایت شب حرف میزنم ،من از نهایت تاریکی،واز نهایت شب، اگر به خانه من آمدی پس ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم.
اگر یک روز بغض گلوت روفشرد خبرم کن،بهت قول نمیدم که بخندونمت ولی میتونم باهات گریه کنم،/اگر یک روز خواستی در بری حتما خبرم کن قول نمیدم که ازت بخوام وایستی اما میتونم باهات بدوم/اگر یه روز نخواستی به حرفهای کسی گوش کنی خبرم کن قول میدم ساکت باشم/
اما......اگر یه روز سراغم رو گرفتی وخبری ازم نشد ،سریع به دیدنم بیا احتمالا بهت نیاز دارم(مریم جون)
فقط ای کاش خودش رو برای کارهای کوچک وبی ارزشی که قبلا براش انجام دادم مدیون نمیدونست،اون نمیدونه که اگر فکر میکنه مدیون منه (اگه اینطور فکر میکنه) شاید برای سکوت منه
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ.
برای عشق تمنا کن ولی خار نشو، برای عشق قبول کن ولی غرورت رو از دست نده،برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو ،برای عشق مثل شمع بسوز ،ولی نگذار پروانه گریه تو ببینه،برای عشق پیمانت ببند ولی پیمان نشکن،برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی ر
و نگیر،برای عشق وصال کن ولی فرار نکن ،برای عش
ق زندگی کن ولی عاشقانه زندگی کن،برای عشق بمیر . ولی کسی رو نکش . برای عشق خودت باش ولی خوب
ا
عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست .تاکسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست.عاشقی مقدور هر عیاش نیست،غم کشیدن ص
انعت نقاش نیست.
خدا تنها معشوقی است که عاشقانی داردکه هیچ یک ازبودن دیگری ناراضی نیست وهیچگاه یکی از آنها معشوقش راتنها برای خود نمی خواهد.
کنار پنجره برو حریر غمش را کنار بزن مراخواهی دید بابغض کویری که غرق درعصاره ی انتظار پشت دیوار دردهایم نشسته ام.
خداحافظ !همین حالا .همین حالا که من تنهام.خداحافظ به شرطی که بفهمی ترشده چشمام.خداحافظ کمی غمگین .به یاداون همه تردید.به یاد آسمونی که منو ازچشم تو میدید.اگه میگم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس،نه اینکه میشه باور کرد.دوباره آخر جاده اس.خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها.بدونی بی تووباتوهمینه رسم این دنیا .خداحافظ همین حالا .خداحافظ.
تقدیم به تمامی دوستان مخصوصا (مریم جون که منو درنوشتن این مطالب یاری کرد)
[ ] + نوشته شده در ساعت 8:53 توسط ادبیات[/url]