به یقین حجابی بدتر از حجاب خود خواهی ،خود برتر بینی ،و خود محوری نداریم ،به تعبیر بعضی از بزرگان اخلاق ،انانیت بزرگترین مانع سالکان راه خداست ،وطریق نیل به لقاالله ریشه کن ساختن انانیت می باشد ،ولی این کار ،کار آسانی نسیت، چرا که به یک معنی جدا شدن از خویشتن است !
تو خود حجاب خودی ،حافظ از میان بر خیز !
ولی این امر میسر میشود با ممارست هاوخود سازی ها واستمداد حق وتوسل به ذیل عنایت اولیاالله، آری ،آری تا علف هرزه های محبت وعشق به
غیر خدا از دل کنده نشود نهال محبت وعشق او رشد ونمو نخواهد کرد!
در حالات یکی از اولیا الله نقل کرده اند که در دوران جوانی در زمره ی
پهلوانان قهرمان بود ،روزی پیشنهاد کردند که این پهلوان با پهلوان معروف
وقدیمی و پر آوازه ی سلطان مسابقه کشتی دهد.
هنگامی که میدان مسابقه با حضور مردم وصاحبان مقام آماده شد و دو مرد یل وقهرمان ،آماده ی کشتی گرفتن شدند، زنی که بعدا معلوم شد مادر پهلوان قدیمی است ،کنار پهلوان جوان آمد و چیزی در گوش او گفت و رفت ،گفت :ای جوان قراین نشان میدهد که تو پیروزواهی شد، ولی راضی نشو بعد از یک عمر آبروی ما برود ونان ما بریده شود.
پهلوان جوان درکشاکش سخت انانیت ،وپشت پا زدن به نام وآوازه ومزایای فراوان گرفتار شد وسرانجام تصمیم خود راگرفت ودر یک لحظه ی حساس مسابقه کوتاه آمد تا حریف پشت او را به خاک برساند ودر نظرها خوار نشود!
اکنون از خود او بشنوید ،میگوید:
در ان لحظه که پشتم به خار رسید ناگهان دیدم حجاب ها از پیش چشمم کنار رفت،و تجلیات حق در قلبم نمایان گشت ،وآنچه باید با چشم دل ببینم دیدم .
آری با شکستن این بت ،آثار توحید نمایان میشود .
برگرفته از کتاب نیم قرن خدمت به مکتب اهل بیت
زندگی نامه ی حضرت آیت الله مکارم شیرازی
این مطالب که نوشتم دیدم واقعا مفید هستند البته اگر بخواهیم آنها را به کار ببندیم امیدوارم که خداوند دراین راه به همه ی عزیزان خصوصا این
بنده ی سراپا تقصیر کمک کند .
من الله توفیق
[ ] + نوشته شده در ساعت 16:2 توسط ادبیات[/url]مادرم شبنم گلبرگ حیات
پدرم عطر گل یاس بقاست
مادرم وسعت دریای گذشت
پدرم ساحل زیبای لقاست
مادرم آیینه ی حجب وحیاست
پدرم جلوه ی ایمان ورضاست
مادرم سنگ صبور دل ماست
پدرم در همه حال کار گشاست
مادرم شهر امید است وهنر
پدرم حاکم پیمان و وفاست
مادرم باغ خزان دیده ی دهر
پدرم بر سر ما مرغ هماست
مادرم موی سپید کرده ز حزن
پدرم نقش همه خاطره هاست
مادرم کوه وقار است وکمال
پدرم چشمه ی جوشان عطاست
با وجودی که جای پدرم درمیان ما خالی است اما یاد او تا همیشه در دل ما باقی است .
[ ] + نوشته شده در ساعت 12:56 توسط ادبیات[/url]
سینه ای چون آینه از نور قران داشتی
الفتی دیرینه با انوار قرآن داشتی
روز وشب عمرت به ذکر خواندن قرآن گذشت
در دلت خورشیدی از آن مهر تابان داشتی
هر کلام حق گلی از بوستان عالم است
مثل بلبل زندگی را در گلستان داشتی
در جماعت مقتدای مومنین در هر نماز
در صفوف پاکشان چون نور ، جریان داشتی
صابران را حق نماید امتحان با دردها
جسم وجانی از مشقتها پریشان داشتی
خلق وخویت مثل عطر دلنشین یاسها
درمیان شهرمان دستی گل افشان داشتی
دیدمت در باغ جنت درکنار جد خویش
محفلی در محضر خوبان وپاکان داشتی
تقدیم به پدر بزرگوارم
که با وجودی که جای او در میان ما خالی است اما یاد وخاطره اش در دل ما تا ابد باقی است.
[ ] + نوشته شده در ساعت 12:21 توسط ادبیات[/url]