دلم بهونه ميگيره ،انگار دوباره تنگته
بهونه گير گنبده ، ناز و طلايي رنگته
چيكار تو كردي با دلم ، كه از همه جدا شده
تموم فكر و ذكر من ، ديدن كربلا شده
چه باده اي به من دادي ، ميون بين الحرمين
كه مي نخورده مست ميشم ، با نغمه حسين حسين
همش به ياد حرمم ، تو خلوت و تو هم همه
وقتي مي بندم چشامو ، مي رم كنار علقمه
ارباب با وفاي من ، مرقد زيبا تو برم
شكوه بي نظير اون ، حريم سقاتو برم
اي كسي كه ديونه هات ، عالمو بر هم مي زنن
با نغمه هاي يا حسين ، آتيش به عالم مي زنن
كبوتراي حرمين ، همگي يك نشون دارن
رو شاپرهاشون همگي ، لكه سرخ خون دارن
آي كسي كه موسم حج ، به خونه خدا مي ري
كعبه حسين فاطمه است ، تو اشتباه كجا مي ري
التماس دعا
[ ] + نوشته شده در ساعت 11:45 توسط ادبیات[/url]نام خود و آ ن علی (ع) مولا نهاد
گفت هر کس رامنم مولا ودوست
ابن عم من علی (ع) مولای اوست
کیست آن مولا که آزادت کند
بند رقیت ز پایت باز کند
چون به آزادی نبوت هادی است
مومنان را ز انبیا آزادی است
ای گروه مومنان شادی کنید
همچو سرو وسو سن آزادی کنید
لیک می گویید هر دم شکر آب
بی زبان چون گلستان خوش خضاب
بی زبان گویند سرو و سبزه زار
شکر آب و شکر عدل نوبهار
حله ها پوشیده ودامن کشان
مست ورقاص وخوش وعنبر فشان
جزو جزو آبستن از شاه بهار
جسمشان چون درج پر در ثمار
مریمان بی شوی آب است از مسیح
خامشان بی لاف وگفتاری فصیح
[ ] + نوشته شده در ساعت 8:41 توسط ادبیات[/url]