برای پدرم
85/10/03
سینه ای چون آینه از نور قران داشتی
الفتی دیرینه با انوار قرآن داشتی
روز وشب عمرت به ذکر خواندن قرآن گذشت
در دلت خورشیدی از آن مهر تابان داشتی
هر کلام حق گلی از بوستان عالم است
مثل بلبل زندگی را در گلستان داشتی
در جماعت مقتدای مومنین در هر نماز
در صفوف پاکشان چون نور ، جریان داشتی
صابران را حق نماید امتحان با دردها
جسم وجانی از مشقتها پریشان داشتی
خلق وخویت مثل عطر دلنشین یاسها
درمیان شهرمان دستی گل افشان داشتی
دیدمت در باغ جنت درکنار جد خویش
محفلی در محضر خوبان وپاکان داشتی
تقدیم به پدر بزرگوارم
که با وجودی که جای او در میان ما خالی است اما یاد وخاطره اش در دل ما تا ابد باقی است.
[ ] + نوشته شده در ساعت 12:21 توسط ادبیات[/url]